ازم پرسیدی چه دنیایی رو دوست دارم؟
من دنیا را با بچههای شاد میخوام همونهایی كه تو كشورهای مختلف دست نیازشون به هرسو درازه. من دنیارو پر از قهقهه بچههای بیگناهی میخوام كه در لابلای گرفتاریهای خانواده بیصدا و معصوم له میشوند. بچههایی كه محتاج یك بوسهاند. بچههایی كه یك عمر حسرت دست گرمی رو بر سرشون، به دل كوچكشان میسپرند.
من دنيا را با زنهای آزاد میخوام؛ اونهایی كه تو عصر تمدن و پیشرفت بنا به فقر اقتصادی وادار به تنفروشی میشوند. من دنیا رو بدون مرز، بدون دیوار میخوام؛ مرزهایی كه از اون انسانها قاچاق میشوند. دیوارهایی كه پشت آن عدهای قربانی حماقتهاشون میشوند.
من دنیا را با آرامش میخوام؛ جایی كه جوونها پر از انگیزه به فرداشون نگاه كنند؛ جایی كه مواد مخدر به كسی لذت نده. من دنیا رو با تفكرات باز، به دور از تعصبات مذهبی و نژادی میخوام. دنیایی كه به جرم عقیده، سری بالای دار نره. جایی كه مردان آن اسلحه به دست نگیرند. مكانی كه در آن گورهای دسته جمعی نباشد. جهانی كه در آن معلومات انسانی به تنهایی ارزشمند باشه. جایی كه ثروت، ملاك درك و شخصیت كسی نباشه. دنیایی رو دوست دارم كه در آن كسی ندونه كینه چه معنایی داره. مكانی كه در آن عشق و بخشش، سرلوحه قلبها باشه.
من دنیا را با دوستیها میخوام. دوستیهایی كه به یك فشار نشكنه. من دنیایی رو میخوام كه در آن پدر و مادرها به اجبار از فرزندانشان دور نباشند. گنبدی كه زیر اون دلی نشكنه. جایی كه كسی به زور كوچ نكنه.
دوست دارم تو این دنیا كه هركس به نوعی گرفتاره آدمها به هم پشت نكنند. ای كاش همه آدمها بدون نظرتنگی، بدون حرفهای پوچ، بدون دشمنی سرگرم زندگی خودشون باشن.
من دنیا را، واضح و روشن میخوام با حرفهای صریح، نه با رفتارهای گنگ. جایی كه بتونم بدون نگرانی حرفم رو بزنم.. جایی كه برای صداقتش پرانتزی نبینم. مكانی كه چیزی برای پنهان كردن وجود نداشته باشه.
در دنیای آرزوهای من، قهر معنا نداره، سردرگمی توش مرده، اون دنیا پره از امنیته، جایی كه سرمای رفتارها، دلمو نلرزونه. من دنیا رو با سختیهاش دوست دارم؛ با شبهای پر از دلتنگی. با روزهاي پر از استرس و دلواپسيهايش دوست دارم.
پ ن : مرسي از دوستاني كه اين مدت منو شرمنده لطف و محبتهاشو كـردن. اما متاسفم كه بايد بگم من همچنان با مشكل وبلاگم دست به گريبانم و شرمنده دوستان بلاگفايي هستم. به محض حل اين مشكل به ظاهر لاينحل خدمت ميرسم براي جبران محبت.

