سال 87 با تمام خوبي و بديهاش، با تمام خاطرههاي خوش و ناخوش پيوست به برگهاي تقويم تاريخي كه هيچگاه تكـرار نخواهند شد. اينكه خوب بوديم يا بد در صفحهي روزگار حك شد. ديروز را مثل تمام روزهاي گذشته به خاك بسپاريم و فقط گهگاهي سركي بكشيم به صندوقچهي تاريخ و غباريروبي كنيم براي مرور يادها، خاطرهها و استمدادي از تجربهها.
با آغاز سال نو
بياييد به فكـر پدران و مادراني باشيم كه در سراي سالمندان چشم به راهمان هستند.
بياييد به فكـر كودكاني باشيم كه صادقانه و خالصانه چشم به دستان ما دوختند.
بياييد به فكـر بيماراني باشيم كه مدتهاي مديدي است با تختشان همبستـر شدهاند.
بياييد به فكـر آشنايان، دوستان، فاميل و بستگاني باشيم كه با قهر و كدورت شتري خاطرشان را مكدر نموديم.
بياييد به فكـر همسر و فرزندانمان باشيم كه ميشد روزهاي خوبي را تقديمشان كرد اما با خلقو خوي تنگمان روزهاي ناخوشي رو برايشان رقم زديم.
بياييد به فكـر كساني باشيم كه با وجودمان ميشود گوشهاي از غم، درد و تنهاييشان را تسكين و لبخند را هديهي لبهايشان كنيم.
بياييد به فكـر اسيران خفته در خاك باشيم و مزارشان را با گلاب و عودي شستوشو، مزين و فاتحهاي نثار روحشان كنيم
و اما در آخـر
بياييد به فكـر خودمان، وجدانمان و قلبمان باشيم تا خداي ناكـرده در اين راه پرپيچ و خم روزگار به خواب نروند و نشكنند كه اگـر اينان را از دست بدهيم انسانيت و هويت خويش به رايگان به زندگي سپـردهايم.
آرزويم در واپسين لحظات سال 87 سلامتي، خوشبختي و شادي است در سال 88. بهترين و زيباترينها را برايتان خواهانم. سر سفـره هفتسين، سفرهي آريايي براي همه دعا كنيم كه خوشبخت باشند و طعم خوشبختي را بچشند .....
آرزومند آرزوهاي زيباي شما
آوا
پ ن : 25 اسفند، سالـروز بمباران شيميايي حلبچه توسط نظاميان عراقي است. يادي كنيم و به ياد آريم از كساني كه براي نفس كشيدن ما نفس كشيدن خويش را به دست كپسولهاي اكسيژن سپردند و پاس بداريم اين ايثار و فداكاري را.


